خواجه نصير الدين الطوسي
106
آغاز و انجام ( فارسي )
و يا تجديد امثال است و ديگر * چه باشد حركت در متن جوهر هر آنچه خوانيش بىشك و بىريب * ز غيبى و روانى هم سوى غيب ز حد نقص خود سوى كمالى * بسوى كل خود در ارتحالى هر آنچه جسم و جسمانى است يكسر * ترا محض معدند و نه ديگر كجا جسمى تواند بود علت * كه عين مسكنت هست و مذلت ترا در راه استكمال ذاتى * ببايد همت و صبر و ثباتى كه گردى قابل فيض الهى * نمايندت همه اشيا كما هى ص 10 به اين سبب عبارت از مبدأ به شب كردهاند و آن شب قدر است ، و عبارت از معاد بروز و آن روز قيامت است ، اين بيان يكى از تأويلات شب قدر است كه بسيار با قدر است ، به همين وزان عارف رومى در دفتر دوم مثنوى گويد : حق شب قدر است در شبها نهان * تا كند جان هر شبى را امتحان مرحوم حاجى در شرح مثنوى در بيان همين بيت گفتارى سودمند دارد كه به نقل آن تبرك مىجوييم : حق شب قدر است ، يعنى يكى از آيات احاطهء حق شب قدريست كه در طول همهء شبها باشد چون آن سيال كه راسم همهء سلسلهء زمان است و روح آنها است . و از تاويلات شب قدر سلسلهء طوليهء نزوليه است كه مد سير نور حق است در قوس نزول چه نور در آن در تنزل است چنان كه باطن يوم القيامه سلسلهء طوليهء عروجيه است كه مد سير نور حق است در قوس صعود چه نور در اشتداد و ترقى و عروج است قال اللّه تعالى : تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ ، ( معارج 5 ) .